X
تبلیغات
...نیا باران زمین جای قشنگی نیست...
...نیا باران زمین جای قشنگی نیست...
خدایا هیچ تنهایی رو اونقد تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه عشقم....
سه شنبه ششم اسفند 1392
چرا؟
چرا بعضیا میتونن حرفایی بزنن که طرف مقابلشون ناراحت شه؟؟؟

چرا من نمیتونم؟

هزار بار ناراحت شدم از حرفای اطرافیانم ولی یه بارم به خودم اجازه ندادم که باحرفام ناراحتشون کنم...

چرا من اینجورم؟

+ 13:6 goli
یکشنبه چهارم اسفند 1392
دعا...
یه چیزی بد جور داغونم کرده...

فقط برام دعا کنید...

+ 21:33 goli
جمعه بیست و پنجم بهمن 1392
بهترین راه دیوانگیس...
وااااااای کاش بعضی چیزا رو اصن ادم نمیفهمید...

بعد فهمیدن بعضی چیزا واقعا زندگی سخت میشه...

قلبم از دیشب تا حالا درد میکنه...

خدایا شکرت...

+ 9:58 goli
سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392
شما؟
ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ... ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ... ﻫﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ
ﺍﻻﻥ ﻧﯿﺴﺖ،ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﻭﺑﯿﺎﺩ،ﺑﯿﺎﺩﻭ ﻭﺍﺳﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ
ﺑﮕﻪ ...
ﺑﮕﻪ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺯﯾﺮ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﻗﺪ
ﺭﺍﺳﺖ ﮐﻨﻪ،
ﺑﮕﻪ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﺷﺪﻩ،
ﺑﮕﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺭﻭﻧﺪﺍﺭﻩ ...
ﺑﮕﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﻡ ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ,
ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺑﻮﺩﯼ ,
ﺑﮕﻪ ﻭﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﻩﮐﻨﻢ،ﺳﺮﺷﻮ ﮐﻪ ﺑﻠﻨﺪﮐﺮﺩ ﺑﮕﻪ : ﺑﺎﺗﻮﺍﻡ !
ﺗﻮﻧﻔﺮﯾﻨﻢ ﮐﺮﺩﯼ؟ ﻧﻪ !! ؟
ﺗﻮﭼﺸﻤﺎﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻢ..
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﻡ ﺗﺎ ﺍﺷﮑﺎﻡ ﯾﻮﺍﺵ ﯾﻮﺍﺵ
ﺍﺯﭼﺸﻤﺎﻡ ﺳﺮﺑﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ !...
ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻨﻪ ...
ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺁﺭﻭﻡ ﺑﮕﻢ ... ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ،ﺷﻤﺎ .... ؟؟؟

+ 9:28 goli
یکشنبه بیستم بهمن 1392
لعنت به من...
دلم خیلی گرفته...اصن حالم خوب نیس...کاش میتونستم گریه کنم...

کاش یکی بود میتونس  ارومم کنه...کاش سرنوشتم این نبود...

حالم خوب نیس خدااااااااااااااااااااااااااا...

این بغض لعنتی اخر میکشتم...

+ 12:58 goli
شنبه نوزدهم بهمن 1392
برو..
هی فلانی!
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
 هرجا که دلت میخواهد برو…
 فقط آرزو میکنم
 وقتی دوباره هوای من به سرت زد، آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت، باز هم آرام نگیری…
 و اما من…
 بر نمیگردم که هیچ!
 عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،

 که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!

+ 19:59 goli
شنبه نوزدهم بهمن 1392
دلم میگیره..
دلـــــم میگـــــیردوقــــــــتـی مـــــیدآنم

در دنـــــــیآیِ بـــــه این بـــــزرگی

هیچ دلـــی نیســت کــه بـــرآیِ مـن

تنـــگ شـــود...
..:::خدایا:::..

میخوای ناراحت شو

میخوای ناراحت نشو

تف به دنیا وآدمات

+ 19:57 goli
شنبه نوزدهم بهمن 1392
برو گمشو...
بار اول با معذرت خواهی

بار دوم با گریه

بار سوم با ریختن غرورت نگهش داری !

ولی بار چهارم...


دیگه نه میشه و نه باید کاری بکنی!

چون حتی اگه بمونه باز موقتیه !

یعنی کسی که دلش با تو نباشه و بخواد بره ، میره!

بفهــــــــــم !
پس فقط برو کنار و بهش بگو : خـــــــداحــافظ .

+ 19:52 goli
شنبه نوزدهم بهمن 1392
تف.....

لعنت به تو ... لعنت به من...

حااااااااااااااااااالم از این دنیا بهم میخوره....

خدایا ازت خواهش میکنم تمومش کن....

دیگه بریدم...

چرا؟؟؟؟؟

اره بدم ولی نه اینجوری...

بازی کرد باهام...

تف تو ای دل لعنتی من...

تف تو این دوست دارمای کثیف...

تف تو این احساسم...

تف تو این سادگیم...

تف به این بغض لعنتی...

تف به این اشک لعنتی...

تف به این دللللللللللللللللللللللللم....


+ 19:50 goli
پنجشنبه هفدهم بهمن 1392
لمس کن...

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم ...

تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ...

تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ...

لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ...

که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ...


لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ...

لمس کن لحظه هایم را ...

تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم،

لمس کن این با تو نبودنها را.

+ 22:42 goli
پنجشنبه هفدهم بهمن 1392
هیچی نگفت...

دلتنگم
نه برای روزهایی که رفت ..
نه برای آرزوهایی که ورق ورق شعر کردم
.
دلتنگم
نه برای " بودن هایش "
چون  او باشد یا نباشد ، عاشقش هستم !
.
.
.
فقط دلتنگم
برای دوستت دارم هایی که به او گفتم
و

او سکوت کرد !!!!

+ 22:39 goli
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392
گاو...

به بَضيا بايد گفت: ببين عزيزم!!! تو شاخَم باشى، جات رو سَره گاوه نه رو سَره ما!!!!

+ 18:0 goli
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392
هوس...
اروم خم میشه و چیزی در گوشت میگه ... - چی؟ نه!!

- چرا نه ما این همه وقت دوستیم مگه چه اشکالی داره...

- نه من دوس ندارم - چرا اخه همه عاشقا این کارو میکنن

- مگه عاشقی به این کاراست تو مگه من و به خاطر خودم

نمیخوای مگه نظر من واست مهم نیس من دوس ندارم -

پس این رابطه مسخرست وقتی تو به من اعتماد نداری

- بحث اعتماد نیس مگه اعتماد با این جور کارا به دست

میاد و جلب میشه - خیلی خوب من میرم این رابطه دیگه

به درد نمیخوره - ااا یعنی چی؟ مگه منو دوس نداری ؟؟

مگه منو عشقم صدا نمیکنی؟؟ - نه وقتی که تو نمیتونی

نیازای منو برطرف کنی - مگه با این کارا نیازات برطرف میشه

- نه ولی رابطمون مستحکم تر میشه - مطمئنی؟؟؟

- اره - باشه ... خیلی ساده باشه ... ارزشش و داره

نه خداییش ارزش داره یکی و نگه داری فقط واسه این

که نیازاش و برطرف کنی این روزا انگار نسیه دوس

داشتن مد شده جالبه واسه دوس داشتنم منت

سرت میزارن من به چی فکر میکنم و اون تو چه

فکریه ، من عاشقشم و اون عاشقه چیه؟؟

هوس... از این کلمه بدم میاد نگا به سه حرفی بودنش

نکن خیلی گنده تر از این حرفاست وقتی یکی واسه

هوس بخوادت و خودتم خبر نداشته باشی چه تلخه ...

تو همه وجودت و واسش میزاری و اون همه هوسش

و واست کادو پیچی شده میده وقتی اونایی که دوست

دارن میگن این به دردت نمیخوره فک میکنی که چقدر

احمقن و تو رو نمیفهمن ... من دوسش دارم و مطمئنم

اونم واسه من میمیره وقتی کار از کار گذشت میبینی تو

چقدر احمقی و همین اول کاری باختی اونی که دوسش

داشتی و واسش لاو میترکوندی خیلی وقته رفته ، و تو رو

هم فراموش کرده .... و این تویی که همه چی و واسه

کسی گذاشتی که تو رو خواست اما فقط واسه هوس

ولی دفعه بعدی که یکی از ته دلش تو رو دوس داره اروم

بهت نزدیک میشه با سردی میگی : لطفا منو نبوس عزیزم ...

تنه لختت و بده به کسی که روح لختش و بهت هدیه میده و پاش وایمیسه

+ 17:57 goli
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392
هری...

کسی که رفت به حرمت گهی که خورده حق برگشت نداره....

+ 17:51 goli
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392
کی منو دوس داره؟
دلم میخواد بدونم کی منو دوس داره....

یعنی کی منو واقعا دوس داره...

بعضیا دوس داشتنشون ظاهریه...

+ 17:49 goli
جمعه یازدهم بهمن 1392
مرد...

ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨـﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ که می گوﯾﻨﺪ :

ﻣﺮﺩ ﺑـﺎﯾﺪ ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑـﺎﺷﺪ ...
ﭼﺸﻤـﻭ ﺍﺑـﺮﻭ ﻣﺸﮑﯽ ﺑـﺎﺷﺪ ...
ته ریش داشته ﺑـﺎﺷﺪ ......
ﻭ ...!!

ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻮیم :

ﻣﺮﺩ ﺑﺍﯾﺪ ﺑﺎﻭﺟــﻮﺩ ﺗﻤﺎﻣﻪ ﻏﺮﻭﺭﺵ - ﻣﻬﺮﺑـﺎن ﺑﺎﺷﺪ ...
ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ تمام ﻟﺠﺒﺎﺯﯾﻬﺎیش - ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺑﺎﺷﺪ ....
ﺑــﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎﻣــــﻪ خستگی ﻫﺎﯾﺶ - ﺻﺒـﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎﻣﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯾﺶ - ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﻣﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﺷﺪ ....

+ 8:4 goli
پنجشنبه دهم بهمن 1392
مردونگی...

می دانی مردانگی از نگاه يک زن چيست؟
به خيالت جيب پر پول و مقام و هديه های آنچنانی؟
رستوران های کلاس بالا و سيگار و مشروب؟
نه جانم
اين ها نيست...
مردانگی همه اش خلاصه می شود در يک کلام
امنيت...
امنيت می دانی چيست؟
محکم دستش را گرفتن
با ديوانگی هايش زندگی کردن
احساس زنانه اش را فهميدن
امنيت يعنی دستت را که می گيرد
صورتت را که می بوسد...
بداند ناب تر از دست های تو دستی نيست
بداند ماندی تر از نگاه تو چشمی نيست
بداند برای بوسه هايش مرز نمی گذاری
برای خنده هايش می خندی
برای گريه هايش شانه می شوی
بداند برای راست گفتن مستی نمی خواهی
بداند برای لحظه های تنهاييت سيگار نمی خواهی
بداند که می دانی برايش بالاترين رستوران
شايد در پايين ترين نقطه ی شهر باشد
اصلا هرکجای شهر
اگر تو باشی همه جا لوکس ترين جای ممکن می شود

اين ها مردانگی ست...

+ 19:10 goli
پنجشنبه دهم بهمن 1392
شکستن...

تا حالا شده دوست داشتنت رو قورت بدی...؟
لبخند بزنی..
بی تفاوت باشی..؟شده دلتنگی بپیچد به دلت,راه نفست رو ببنده,خفه ات کنه...
هی دستت بره سمت گوشی...
برش داری......
نگاهش کنی...
پرتش کنی...

شده یک آهنگ برات بشه روح یک لحظه...
بشه خاطره...
وهرچی تکرار شه دیوونه ترت کنه...؟

شده بری همون خیابونی که با اون رفته ای...
چند متر جارو هی بالا و پایین کنی...
اشک بریزی و ...
لذت ببری...
همونقدر که اونروز لذت بردی...؟

شده قسم بخوری دیگر کاری به کارش نداری...
اما یکهو در یک لحظه گوشی موبایل رو برداری,پیغامی تایپ کنی...
انگشتت بره سمت کلمه send..
منطقت بمیره, قلبت تند تند بزند و send... کنی...؟

شده تمام روز رو تو انتظار یه جواب بیقرار باشی...
نرسه این جواب...

آخر گوشی رو برداری و اینطور بنویسی :" اشکالی نداره,اگر نمیخوای جواب بدی , نده...
فقط میخواستم بدونم خوبی؟همین...
مواظب خودت باش..."

شده باز جوابی نیاد...؟
باز بشکنی...
هزار بار دیگر هم بشکنی اما باز با دست و دل شکسته
دوستش داشته باشی...؟

+ 19:8 goli
پنجشنبه دهم بهمن 1392
دیگر مهم نیست باشم...

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد
نه جای به خاطرم تعطیل میشود
نه در اخبار حرفی زده میشود
ته خیابانی بسته میشود
نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...
تنها موهای مادرم کمی سپیدتر میشود
پدرم کمی شکسته تر
اقواممان چند روز آسوده از کار
خواهرانم پس از چند روز خاطراتم را در ویترین طلافروشی ها فراموش میکنند!
برادرم از سختی کار برای لقمه ای نان یادشان میرود که من هم روزی کنارشان بودم
دوستانم بعد خاکسپاری موقع خوردن کباب آرام آرام خندهایشان شروع میشود

من فقط تنها گورکنی را خسته کنم...
و مداحی که الکی از خوبی هایم میگویید و اشک تمساح میریزد..

+ 19:6 goli
پنجشنبه دهم بهمن 1392
گوشتو بگیر...

آهای زندگی.......!

ازکنار تنهایی های من که ردشدی،گوشهایت را بگیر.....

اینجا "سکوت" کر میکند گوشهایت را!


+ 19:3 goli
چهارشنبه نهم بهمن 1392
نوبت تو...

...بــــه هــمــیــن...

" بــــغـض "

...لـــــعـنـتی...

...قــــســـم...

...نــوبــت...

...گــــــریـــه ♥  تـــــــو ♥  هـــم مـــی رســد...

+ 14:3 goli
چهارشنبه نهم بهمن 1392
یادته مامان؟
یادت هست مادر
اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛
تا یک لقمه بیشتر بخورم...
یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران

میگفتی بخور تا بزرگ بشی...
آقا شیره بشی...
خانوم طلا بشی...
و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم

حتی بغض هایم را....

+ 13:59 goli
چهارشنبه نهم بهمن 1392
منتظرم...

اینجـــا بـﮧ مـَرز بـے تـَفـاوُتـے هـا رسیـבه ام


בلـَــم را בیگــر هیـــچ نمـے لرزانــב !!!

בر مـَـטּ دلهـُــره….

בر مـَـטּ تـــرس….

בر مـَـטּ "احســآس مُــرבه است" !

ایـטּ روزهـآ بــے خـیـآل خیـالـَم شـُבه ام

مـُنتظرَم בنــیـا تـَمـام شـَوב...!!

+ 13:57 goli
جمعه یکم آذر 1392
مرده
خیلی وقت است مرده ام...


     دلــــــم می خواهد ببارم،کسی نپرسد


     چرا؟. . . توچه میفهمی. . .


     این روزها ادای زنده ها را در میاورم. . .


     تظاهر به شادی می کنم ، حرف میزنم مثل همه . . .


     امـــــــــــــــــــــــــــا. . .


     بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را به حراج گذاشته ام


     بی انصـــــــــــــــــاف...


     چانه نزن ... حسرت هایم به قیمت عـــــــمرم تمام شده . . .


+ 16:30 goli
جمعه یکم آذر 1392
بیخیال...

چرا دلت گرفته؟


او هم آدم است!


اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت،


غصه نخور،



اگر رفت، گریه نکن،


یک روز چشمای یک نفر عاشقش میکند!!


یک روز معنای کم محلی را میفهمد،


یک روز شکستن را درک میکند.


آن روز میفهمد آه هایی که کشیدی از ته قلبت بوده،



میفهمد شکستن یک آدم  تاوان سنگینی دارد…


+ 16:25 goli
جمعه یکم آذر 1392
ساده...
آﺩﻣــــــــــﺎﯼ ﺭﺍﺳـــــــﺘﮕﻮ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠــــﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷـــــﻖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑُﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ .....
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﯽ ﮔﻦ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘـــــــﺖ ﺩﺍﺭﻥ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾـــــﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾــــــﺮ ﺗﻨــــــــﻬﺎﺕ ﻣﯽ ﺫﺍﺭﻥ ....
ﺍﻣــــــــﺎ .....
ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺯﺧﻤــــــــﯽ ﺑﺸﻦ ...
ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...
ﭼﯿـــــــﺰﯼ ﻧﻤـــــــــی ﮔــــــــﻦ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ....
ﻭ ....
ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﻥ ...

(ولـــــــــی تا ابــــــــــد میشکــــــــــنن)

+ 16:22 goli
جمعه یکم آذر 1392
خدایا...
خدایا مواظبش باش....

من سبردمش به تو...

رومو زمین ننداز...

میدونی بی اون نمیتونم...

+ 16:9 goli
پنجشنبه هجدهم مهر 1392
رفیتن...

هروقت از كسي ناراحت شدي...


يه لحظه...


فقط يه لحظه ....


به نبودنش فكر كن........


+ 8:49 goli
پنجشنبه هجدهم مهر 1392
سرزمین من...
 اینجا سرزمین من است...

 سرزمینی پر از شهوت ها و هوس های خیالی و واقعی!

 آری اینجا ایران است.....!

 به چه چیز باید خندید؟؟؟؟؟؟

 به تن فروشی های شب هنگام مادر... به پدر برای اثبات عشق؟

 به پوشش خواهر در خانه و لختی مهمانی های شبانه؟

 به غیرت پسر به مادر و شوخی های مادر پسر با دوستان؟

 به شب کاری های تازه داماد برای پاس کردن چک تالار؟

 یا به فیلم بازی کردن نو عروس هنگام سکس اول؟؟؟؟

 شایدم به گریه و داد مردم از نداری و خریدن ماشین های چند ده میلیونی!!

 در شهر من بکارت همان کاغذ نقره ای رنگ٬ داخل پاکت سیگار است!

 پاره که شود٬ هر کسی هوس کند به تو دست درازی میکند!

 پس باید برای سوختن و تمام شدن آماده باشی..

 به زودی دور می اندازنت!

 حتی همان کسی که بسته را خودش باز کرده!

 آری دوست عزیزم! اینجا ایران است..

 سرزمین من.. سرزمین تو...!

+ 8:34 goli
چهارشنبه هفدهم مهر 1392
بکارت چیز مهمیه واسه عروسی...
 گفت: بکارت یه چیز مهمیه واسه عروسی..

 گفتم: یعنی اگه نباشه دختره خرابه؟

 گفت: نمیگم خرابه ولی نادرسته!

 گفتم: خود تو دنبال کسایی نیستی که تو زمان دوستی Open باشن تا باهاشون سکس کنی؟

 گفت: چرا ولی زن من باید بکارت داشته باشه!

 گفتم: نمیفهمم این چه معادله ای شده، دنبال Open ها هستی بعد میخوای زنت بکارت داشته باشه؟ تو خودت دنبال سکسی ولی زنت نباید سکس کرده باشه؟؟ خب اگه اینجوریه تو هم نباید سکس کنی! مخم نمیکشه  چی میگی...

 گفت: هرکسی یه نظری داره.. من باید زنم سنگین باشه، حتی اگه واسش ممکن باشه باید چادر سرش کنه!

 گفتم: یعنی نجابت یک زن رو فقط تو پرده ای که لای پاهاشه میبینی؟ و سنگینی یک زن رو هم به چادر روی سرش؟ اگه پرده شو دوخته باشه از کجا میخوای بفهمی؟

 گفت: بستگی به وجدانش داره!

 گفتم: دم از وجدان میزنی و دنبال سکس با بی پرده ها هستی و زن با پرده میخوای.. نمیدونم! شاید این منم که معنی وجدان رو نمیفهمم!!!

 گفتم: زن و بچه داري ولي با اين حال دنبال معشوقه اي ؟

 گفت: ميدوني خيلي لذت داره!

 گفتم: چي؟ سکس يا خيانت؟

 گفت: هر دوتاش!

 گفتم: مگه همه چيز سکسه؟ با زنت مگه سکس نداري؟

 گفت: چرا، ولي ميدوني بعضي از دخترا خيلي نازن! خب وقتي پا ميدن چرا نرم سمتشون.. تازه جوون تر از زنم هم هستن!

 گفتم: دنبال چي هستي؟ فکر ميکني اگه زنت بفهمه چيکار ميکنه؟

 گفت: زندگيه یکنواخت و راکدي دارم.. بايد هيجان توش باشه!

 گفتم: نگفتي.. چرا خيانت مي کني؟؟؟

 خنديد و گفت: نميدونم شايد وسوسه ميشم!

 توی دلم گفتم: واقعا که، بعدش عجیب یاداین شعر فروغ فرحزاد افتادم که میگه:

 "سنگسارش ميکنند.. غافل از آنکه شهر پر از فاحشگان مغزي است، و کسي نميداند مغزهای هرزه 

ويرانگر ترند تا  تن های هرزه"...

+ 13:51 goli